نویسنده و شاعر

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فرهاد حسن‌زاده» ثبت شده است

بخور دیزی!

چرا قهری؟

چرا اصلا نمی خندی؟

چرا مثل مسافرها

چمدان لبانت را به روی خنده می بندی؟ 

 

 چرا پرتی؟

چرا چیزی نمی گویی؟

چرا مثل چراغ کوچه خاموشی؟

صدایت در نمی آید

صدایی را نمی جویی؟

 

چرا خوابی؟

چرا چیزی نمی بینی؟

هوا خوب است و گردش هم صفا دارد.

چرا از بازی و پارک وشنا دوری؟

 

چرا چیزی؟

چرا چیزی نمی چیزی؟

رها کن فکرهای بی خود و برخیز

بزن قهقه، بزن بشکن، بخور دیزی.

 

 ×از کتاب «خنده به شرط قلقلک»/ نشر پیدایش 

۱۰ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۹ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده

ته تغاری

خوب نیست خنده به شرط قلقلک باشد. این نوع خنده برای آدم‌های عبوس و دیرخند خوب است. شما را دعوت می‌کنم به یکی از شعرهای کتاب «خنده به شرط قلقلک». در این کتاب بیش از سی شعر طنزآمیز وجود دارد که هر کدام اشاره به گوشه‌هایی از زندگی خودمان دارد. این کتاب را نشر پیدایش منتشر کرده است و می‌توانید از همین لینک به اطلاعات بیشتری درباره کتاب برسید.

در ضمن برداشتن و کپی کردن این شعر آزاد است، فقط با ذکر منبع.

ته تغاری

یاد از آن روزی که بودم اولی

ناز و طناز و عزیز و فلفلی

شاه خانه بودم و با داد و دود

هرچه را می خواستم آماده بود

وای از آن روزی که آمد دومی

نق نقو و بد ادا و قُم قُمی

من وزیرش گشتم از بخت سیاه

دومی جای من آمد، گشت شاه

تا به این اوضاع بد عادت کنم

سومی آمد و او شد خواهرم

دختری خوشگل و خوش‌رو مثل ماه

من و داداشم کشیدیم سوز و آه

ادامه مطلب...
۲۳ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۴۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده

کتاب‌های تازه‌ی فرهاد حسن‌زاده

به نقل از خبرگزاری ایسنا

70-32.jpg

در شرایطی که فرهاد حسن‌زاده منتظر انتشار رمان «زیبا صدایم کن» است کتاب «خاطرات خون‌آشام عاشق» او به چاپ سوم رسیده است.

به گزارش خبرنگار ایسنا، حسن‌زاده درباره کتاب «خوش‌آشام عاشق» می‌گوید: سال‌ها پیش در هفته‌نامه دوچرخه ستونی چاپ می‌شد به نام «خاطرات خون‌آشام» که طرفداران زیادی داشت. این خاطرات را بعد از حک و اصلاح بازنگری کرده‌ام و به شکل کتاب در اختیار انتشارات چرخ‌وفلک قرار داده‌ام.

خون‌آشام این کتاب نامزدش به دست مرد آبمیوه‌فروش کشته شده و او در پی انتقام است. او طبع لطیفی دارد و شعر هم می‌گوید. این کتاب در بهار 1392 در 64 صفحه همراه با تصویرگری‌ لاله ضیایی منتشر شده است.

این نویسنده هم‌اکنون در انتظار چاپ کتاب «زیبا صدایم کن» است. این اثر پس از رمان «هستی» بناست توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در طرح رمان نوجوان امروز به چاپ رسد. برخلاف رمان «هستی» که در حال و هوای بومی و جنوبی اتفاق افتاده است رمان «زیبا صدایم کن» تصویرگر رابطه دختری با پدرش در خیابان‌های شلوغ تهران امروز است.

ادامه مطلب...
۱۹ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۳۶ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده

یک داستان وبلاگی / بنفشه محمودی

این وبلاگ واگذار می‌شود.درباره رمان «این وبلاگ واگذار می‌شود» نوشته فرهاد حسن‌زاده

 

یکی از شیوه‌های جذاب نوشتن رمان، خلق داستانی در دل یک داستان دیگر است. در این شیوه، خواننده دو داستان را به طور همزمان می‌خواند و با آنها پیش می‌رود. حالا اگر نویسنده از شیوه‌ای به جز بازی با زمان حال و فلاش‌بک‌های معمول برای نوشتن رمانش استفاده کند، این جذابیت دوچندان می‌شود و این دقیقا‌‌ همان کاری است که فرهاد حسن‌زاده در رمان نوجوان «این وبلاگ واگذار می‌شود» انجام داده است. او در این رمان، یک داستان عاشقانه قدیمی را در قالب یک وبلاگ روایت می‌کند.

درنا، دختر نوجوانی که در آبادان زندگی می‌کند، در پستوی یک کتابفروشی دفترچه کهنه‌ای پیدا می‌کند که حاوی یک داستان عاشقانه واقعی است. او که از یافتن این داستان به شدت هیجان‌زده است، آن را از نویسنده‌اش که صاحب کتابفروشی است می‌گیرد و بدون اطلاعش به مرور در وبلاگی به نام «دسته کلید» قرار می‌دهد. خوانندگان این وبلاگ در خلال پُست‌های درنا، با داستان زندگی «زال» و عشق نوجوانی او آشنا می‌شوند. زال که در زمان شروع جنگ در آبادان در یک مغازه پرنده‌فروشی کار و زندگی می‌کند، به دختر همسایه‌شان که «فریبا» نام دارد دل بسته است. اما شروع جنگ، عشق او را به فراقی طولانی مبدل می‌کند. مادر فریبا که قصد دارد با دخترانش آبادان را ترک کند، کلید خانه‌شان را به زال می‌سپارد و این دسته کلید او را برای سال‌ها پایبند آبادان می‌کند. درنا با قرار دادن این داستان در وبلاگش، آن را با آدم‌های زیادی شریک می‌شود. اما این وبلاگ هم نمی‌تواند فراق کهنه را به وصال تبدیل کند.

ادامه مطلب...
۱۳ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده

گلستان به روایت من

از مجموعه‌ی قصه‌های شیرین ایرانی، من حکایت‌های گلستان سعدی را بازآفرینی کرده‌ام. این کتاب 18 داستان دارد که فکر می‌کنم کودکان و نوجوانان ایرانی از آن لذت ببرند. در سال 1392 این کتاب برگزیده‌ی کتاب سال کانون پرورش فکری در رشته‌ی بازنویسی شد.

اخیرا سایت طاقچه فروش اینترنتی آن را آغاز کرده است.

اگر دوست داشته باشید می‌توانید داستانی از کتاب را اینجا بخوانید:

بود و بود و بود یک پادشاه بود که داشت و داشت و داشت یک نوکر.

این نوکر رستم نام داشت. اما هیچ چیزش به رستم که پهلوانی بزرگ بود نمی‌خورد. او مردی ترسو بود و هیکلی کوچک و لاغر داشت. شاید اگر رستم او را می‌دید، اسم خودش را عوض می‌کرد، یا از فردوسی ‌خواهش می‌کرد که داستانش را از شاهنامه بیرون بیاورد.

ادامه مطلب...
۱۲ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۶ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده

بررسی شیوه‌های طنز نویسی در مقاله‌ای دانشگاهی

همیشه مقاله‌های پژوهشگران را دوست داشته‌ام. آنها از ابعاد تازه‌ای به نوشته‌ی نویسنده نگاه می‌کنند. بد ندیدم شما را هم در لذت این مقاله شریک کنم. مقاله‌ای تحت عنوان:

«نمود تکنیک‌های طنز در ساختار پیرنگ داستان‌های «فرهاد حسن‌زاده»

این پژوهش حاصل زحمت‌های آقایان علی صفایی و حسین ادهمی است. مقاله‌ی نام برده شده در فصلنامه علمی‌ـ پژوهشی «پژوهش زبان و ادبیات فارسی» شماره سی و دوم، بهار1393 منتشر شده است. پژوهشگران با بررسی سه کتاب «هندوانه به شرط عشق»، «در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود» و «لبخندهای کشمشی یک خانواده‌ی خوشبخت» به نتایج جالبی رسیده‌اند که برای خودم هم تازگی داشت. از آنها متشکرم.

 

 

۰۹ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۷ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده

کارت ویزیتی برای جناب شیر

وقتی روباه مکاریان، شرکت تبلیغاتی زد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد جنگلستون به هم بریزد و این‌جوری بشود. خب، در دنیای مدرن حتی در جنگل‌های مدرن تبلیغات غوغا می‌کند. حالا داستان چی بود؟

داستان این بود که وقتی روباه مکاریان شرکت تبلیغاتی زد، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد جنگلستون به هم بریزد و این‌جوری بشود. خب، در دنیای مدرن حتی در جنگل‌های مدرن  تبلیغات غوغا می‌کند. حالا داستان چی بود؟ ببخشید اشتباه چاپی تقصیر ما نیست. تقصیر غوغای تبلیغات است. داستان این بود که وقتی همان فرد موردنظر شرکت تبلیغاتی زد، راه افتاد توی جنگل و به این و آن سر زد که سفارش کار بگیرد. صدایش خیلی مهربان شده بود:

«سرکار خانم ملکه‌ی زنبوریان، بگذارید برایتان یک بیلبورد طراحی کنم که عسلتان معروف شود.»

ادامه مطلب...
۰۲ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۵ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده

زیبا می‌آید

بعد از رمان «هستی» که با استقبال نوجوان‌ها و بزرگترها مواجه شد، رمان «زیبا صدایم کن» به زودی از راه می‌رسد. زیبا دختری است که تنهایی غم‌انگیزی دارد. با پدری که او هم از زخم‌های روزگار بی‌نصیب نمانده و در جایی نگه‌داری‌اش می‌کنند تا به کسی آسیبی نرساند. آنها می‌خواهند روزی شاد و به یادماندنی را برای خود رقم بزنند. اگر شهر شلوغ تهران و آدم‌هایش بگذارند. اگر عطر خاطره‌ها اجازه بدهند.

زیبا صدایم کن را انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر خواهد کرد.

۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۲:۰۲ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

جوایز

سال 1374 برگزیده جشنواره کتاب سروش نوجوان  برای کتاب «مار و پله»
سال 1374 برگزیده جشنواره کتاب سال کانون پرورش فکری برای کتاب «ماشو در مه»
سال 1375 تقدیری کتاب سال ایران برای کتاب «ماشو در مه»
سال 1379 برگزیده هفتمین جشنواره مطبوعات در بخش داستان کودک و نوجوان
سال 1379 برگزیده جشنواره بزرگ ادبیات کودکان و نوجوانان برای مجموعه کتاب‌های تالیفی از سال 1357 تا 1377
سال 1379 برگزیده جشنواره کتاب ادب پایداری برای کتاب «مهمان مهتاب»
سال 1380 برگزیده جشنواره یکی بود یکی نبود برای کتاب «لولوی زیبای قصه‌گو».
سال 1380 برگزیده جشنواره کتاب‌های آموزشی رشد برای کتاب «امیرکبیر»
سال 1380 برگزیده مجله سلام‌بچه‌ها در بخش داستان نوجوان برای کتاب «عشق و آینه»
سال 1381 برگزیده مجله سلام‌بچه‌ها در بخش داستان‌کودک برای کتاب «دولقمه چرب و نرم»
سال 1382 برگزیده دهمین جشنواره مطبوعات در بخش داستان کودک و نوجوان
سال 1383 برگزیده جشنواره ادب پایداری برای کتاب «حیاط خلوت»
سال 1383 برگزیده مجله سلام بچه‌ها در بخش داستان کودک برای کتاب «همان لنگه کفش بنفش»
سال 1385 برگزیده مجله سلام بچه‌ها در بخش کودک برای کتاب «آقا رنگی و گربه ناقلا»
سال 1385 برگزیده انتشارات علمی و فرهنگی برای کتاب «سنگ‌های آرزو»
سال 1386 تقدیری کتاب سال ایران در بخش کودک و نوجوان برای کتاب «آقا رنگی و گربه ناقلا»
سال 1386 برگزیده انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک برای کتاب «کنار دریاچه نیمکت هفتم»
سال 1386 برگزیده انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برای داستان «دیو دیگ به سر»
سال 1387 تقدیری جایزه ادبی اصفهان برای کتاب «قصه‌های کوتی کوتی»
سال 1387 برگزیده جشنواره کتاب و رسانه برتر برای مقاله «غوره‌ها تشنه‌اند»
سال 1388 برگزیده جشنواره سلام در بخش داستان کودک برای کتاب «قصه‌های کوتی‌کوتی»
سال 1388 تقدیری انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک برای کتاب «از صدای باران خوشم می‌آید»
سال 1388 برگزیده جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکری برای یادداشت «خیس باران می‌شوم»
سال 1389 برگزیده انجمن نویسندگان کودک و نوجوان برای داستان کوتاه «جویدن دماغ آدم برفی»
سال 1389 تقدیری کتاب سال ایران برای کتاب «عقربهای کشتی بمبمک»
 
نامزد جایزه گلشیری برای کتاب حیاط خلوت
تقدیر شده جایزه مهرگان برای کتاب حیاط خلوت
نامزد جایزه قلم زرین برای کتاب حیاط خلوت
نامزد کتاب سال ایران برای کتاب حیاط خلوت
 
 

۲۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
فرهاد حسن زاده